یچیزی میگم شاید درست هم نباشه ولی خب
یه دوستی دارم بعد این کلا خیلی آدم دراما کویینیه..کلا یطوریه مثلا یه حرفی بهش بزنی خونش میوفته گردنت:///
یعنی از کاه کوه میسازه،نمیدونم چطوری بیانش کنم ولی جدی بعضی وقتا حس میکنم توی سن بلوغه:///چون اون عملا یه سال از ما کوچیک تره(شهریور 87)
من همیشه سعی میکنم کاری باهاش نداشته باشم تا خونه خودشو نندازه گردن من،ولی واقعا رو مخه://البته که من همیشه دور میکنم ولی کلا خیلی خاله زنکه خیلی..مثلا کوچیک ترین نمونش اینه پروفایل میزاره بعد تو باااااااااااید بهش بگی وای چه پروفایل خوبی وگرنه ناراحت میشه و به روت میاره تو چرا چیزی نگفتی به من..بعد یبار اومد به من گفت میخواستم بیام غر بزنم ولی تو توی گروه بودی خجالت کشیدم://///////
چرا؟چون همیشه که میاد غز میزنه همه بچه ها میگن وایییییی عزیزممممم قربونت برمممم نههههه تو خیلی خوبی و ایناا..من آدم اینطوری نیستم واقعا:///نه تنها حوصله اینکارا رو ندارم بلکه چرا باید این کارو انجام بدم؟اون روزی که من با یکی از بچه های کلاس دعوا کردم و بیشترشون مثل موش رفته بودن یه گوشه وایساده بودن و فقط خودم از خودم دفاع میکردم در برابر یه اکیپ روانی،کنارم نبودن بعد من الان چون مثلا خانم خیلی رندوم میاد توی گروه میگه وایییی بچه ها من زشتم،بیام دلداریش بدم؟ناموسا بس دیگه(اینم بگم که به قول آجیم خوبه یاد گرفتم حتی اگه ده نفر روبروم باشن خودم خووووووووب حق خودمو میگیریم..ولی خب خوب خودشونو نشون دادن)
واقعا بعد دعوام متوجه شدم کلا نمیشه روشون حساب باز کرد،من با با عصبانیت از کلاس زدم بیرون و حالم خوب نبود بعد اینا پشت سرم داشتن میگفتن بریم پیشش؟نههه ولش کن نمیخواد..البته که به کتفمم نیستن و اتفاقا خودشون هم دیگه میدونن(بارها بهم گفتن تو آدم سردی هستی خیلی وقتا..نمیدونن من به موقعش هم برای دوستام ذوق میکنم ولی اونایی که لایقشن)،خلاصه که صرفا برای خوش گذرونی باهاشون وقت میگذرونم..
چهار ساعت توی گروه لاو میترکونن و جدی به کتفمم نیستن..این بچه سال بازیا چیه خدایی..واقعا من نمیتونم وقتی یه چیزی برام مهم نیست الکی بیام ذوق بکنم و عر بزنم.ترجیه(ح؟:)))) میدم خودم باشم