امروز دُز دوم واکسنو زدم..البته باید هفته قبل میزدم اما چون همش عطسه میکردم نرفتم

الان دیگه تمام خانواده ما دو تا دز واکسنو زده و یه بار هم کرونا گرفته..دیگه ایمن ایمنیم😅

البته بازم باید رعایت کنیم،من که خودم میرم مدرسه دو تا ماسک میزنم با الکل و ژل ضد عفونی و.... 

از دوشنبه این هفته دیگه زوج و فرد نبودیم و هر روز مدرسه میریم..البته بجز چهارشنبه ها که مجازیه

۲۶ نفر توی یه کلاسیم😑ولی خب حضوری خوبه

دیروز خیلیییی مدرسه خوش گذشت

زنگ اول که دینی داشتیم و نپرسید،ولی زنگ دوم که ریاضی داشتیم،چون گروه الف از ما عقب تر بودن ما رفتیم توی حیاط

انقد با زهرا والیبال بازی کردم که دیگه جون نداشتم 😆

زنگ آخر هم که ورزش داشتیم و رفتیم سالن،اونجام گروهی بازی کردیم که ما بردیم و من نقش پاسور رو داشتم

البته یه سوتی دادم😐 داشتم توی راهرو میدوییدم و مسخره بازی میکردم،بچه ها هم پشتم بودن میخندین.. همینجوری که داشتم می‌رفتم آقای جمشیدی یهویی ظاهر شد😐و منو هم درحالی که دستام باز بود و ادای هواپیما در میاوردم دیدن و ضایع شدم😑🤧

حالا بماند که وقتی رد شدیم بچه ها از خنده داشتن میمردن🤧

یه کتابخونه خیلی خفن برامون افتتاح کردن خیلی خوبه😍

من و رز رفته بودیم نگاه میکردیم که یکی از دوستام رو که کلاس هفتمه دیدم و شروع کردیم به خندیدن و مسخره بازی😅

یهو مسئول کتابخونه ظاهر شد خیلی تذکر داد😑🤧

بعدش که منو رز خواستیم بریم بیرون با صدای بلند بهمون گفت که شما دو تا خیلی اذیت کردین😑آبرومون رفت🤧

دبیر ورزش داشت اسامی حاضرین رو مینوشت..من دیر رسیدم بعد گفتم بنویسید زینب فلانی.. سرشو بلند کرد گفت این زینب کیه که هرکی میاد میگه زینبم بنویس؟

در این حد من محبوبم 😆کلا رابطه خوبی با همه دارم و دوست صمیمی ندارم..هر روز با یکی از بچه هام..البته قبلا منو دو نفر دیگه دوست جینگولی بودیم

اما خب این برای ابتدایی بود و الان فرق کرده...

خلاصه که خیلی خوش گذشت 💛🤝