سلام

ینی این هفته یکی از سخت ترین هفته ها بود-_-

از شنبه بازم همه روزه میرفتیم مدرسه

من شنبه نرفتم چون سرما خورده‌ بودم اما بچه ها گفتن مطالعات و هنر مستمر برام بیست گذاشتن

شنبه که ساعت هشت بیدار شدم اما یکشنبه چون امتحان مطالعات،علوم و عربی داشتم ساعت چهار صبح بیدار شدم😐😑

دبیر علوممون انقد سرد و خشک و جدیه همشم ضایعت میکنه😑

برای همین گفتم باید خودمو بهش ثابت کنم و امتحانو بیست بگیرم

همینم شد و دو تا بیست خوشگل برای علوم و عربی وارد مستمرم شد😎

البته دبیر عربی گفت اگه بلدی بیا فعل مضارع رو توضیح بده ببینم،یه جوری عالی توضیح دادم که نه تنها یه بیست گرفتم بلکه همیار عربی هم شدم 😛

به بچه ها میگفتم یکی از افتخاراتم اینه که از دبیر علوم بیست گرفتم😂

دوشنبه فقط پرسش زبان داشتم که مشکلی نبود و داوطلب رفتم و برای زبان هم یه بیست خوشگل وارد مستمرم شد😎

سه شنبه امتحان دینی داشتمممم😬😬 صبح ساعت پنج بیدار شدم خیلی اذیت شدم

نیم ساعت میخونم یه پنج دقیقه می‌خوابیدم:(

اما خب خوندمش رفتم مدرسه علاوه بر اینکه بیست گرفتم،سه تا سوال که برای گروه الف بود رو و اختیاری بود تونستم جواب بدم و صلوات امام رضا رو هم حذف بودم که دیگه گل کاشتم

چهارشنبه هم امتحان قرآن داشتم ساعت پنج صبح بیدار شدم🤧

امتحان قرآن رو بیست گرفتم و برگه ها رو خانم بهم داد صحیح کنم و تو مستمر واردشون کنم ...

زنگ دوم تفکر داشتیم دبیرمون اومد رسید به اسم من گفت وای عزیزم دختر فلانی هستی؟گفتم بعله..دیگه شروع کرد به تعریف و تمجید که پسرم همکلاست بوده کلاس زبان میگفته یه اسطوره زبانه 😐😑😂تو هم حتما پزشک میشی مثل خواهر برادرت و اینجور چیزا😐😑 برعکس بقیه انقد بدم میاد از همین الان بهم میگن تو هم حتما پزشک میشی😑اصن بزارید شاید من تجربی نرفتم،ینی نصف معلما تا حالا این حرفو بهم زدن..

کلا این هفته همش درس بود و درس،یعنی دیروز بعد از مدرسه احساس می‌کردم تابستون شروع شده 😂🤧

دیشب هم رفتیم خونه مامان بزرگم خوش گذشت🤧

این عکسم چند روز پیش تو خیابون گرفتما🤧