آنیونگ هسیو یوروبون
حال AND احوال؟( لشکر براتیون core: )

خب خب،امروز وبلاگ کناری یه پست زد با محتوای چیپس فلفلی!!منم پشمام ریخت که اوه مای فاکینگ گاااااد آی وانت چیپس فلفی
دیگه دو ساعت توی پی ویه صاحب وب کناری عر زدم که چیپس فلفلی میخوام!اونم همش منو وسوسه میکرد که برو برو برو بخر(منم چون خیلی دوسش دارم گفتم باشه)
خلاصه که آماده شدم توی سگ سرما فقط با یه شومیز زدم بیرون،فک میکردم کافیه ولی برگشتنی کل صورتم یخ زد..به هر حال سرما خوردگی:coming soon(البته که فعععک نکنم خیدا نیکینه)

من شال و کلاه که کرده بودم مامانم گفت برا منم خودکار بگیر از لوازم تحریریه اون سری(چند پست پایین تر)..دیگه منم که دو دل بودم برم لوازم تحریری یا نه دلیل برام جور شد..آره دیگه راه افتادم رفتم و خداروشکر پسره نبود و باباعه بود!چون اون دفعه خجالت کشیدم استیکر بخرم گفتم الان میگه این زن 100 سالشه برا چیشه..خلاصه معذب بودم
این مغازه یه قسمت پشتی داره که تعارف بکنن میری خودت راحت میگردی،منم وارد شدم منتظر بودم یکی تعارف بزنه برم پشت،دیدم یهو یه عموعه ایی گفت خانم فلانی (فامیلیم) بیا هرچی میخوای بردار..اول پشمام ریخت صوبحان خیدا تو کیستی بعد اینطوری بودم که مرد دمت گرم فدایی داری
خلاصه رفتم پشت اون پیشخوان بعد دیگه همه چیزا رو با دقت بررسی نمودم چون دفعه قبلی معذب بودم،یهو یسری دفترچه هارو دیدم که نانازی بودم..دیگه داشتم طرح انتخاب میکردم که یهووو اوه مای گااااااااااد بی تی 21 ایز دت یووووووووو؟پنیک کردم خلاصه

یطوری ذوقیدم دیگه نمیدونم کسی متوجه شد یا چی،دفترچه رو برداشتم و رفتم سراغ استیکرا،اونارم داشتم میگشتم که یهوووووو اونم با طرح بی تی 21 دیدمممم..یعنی اینطوری بودم که عرررررررررر عموووویییییی ذووووووووققق
از رفتارمم مشخص بود خیلی ذوق دارم ولی خب..دیگه استیکرا و دفترچه رو آوردم حساب کنم که دیدم پشمامسسمیس چقددد ارزوننننننننننننننن
این مغازه قیمتاش خوبن ولی این بار دیگه خیلی ارزون بود..اگه بعدا دوباره رفتم از پسره میپرسم اینا قیمتشون درسته یا چی
خلاصه که زدم بیرون خوشحال و خندان،کودکان دبستانی هم داشتن تعطیل میشدن،رفتم به سوی سوپرمارکت کهههه چیپس فلفی نداشت:)))دیگه بجاش کرانچی فلفلی و چیپس لیمویی گرفتم..ولی کاکائو های قاشقی رو بعد چند سال دیدم از اونا چند تایی گرفتم..قبلا که ابتدایی بودم خیلی میخریدم یا آجیم که راهنمایی بود از مدرسه میاورد برام میذاشتیم روی بخاری آب میشد..اگه فردا حوصله داشتم شااااید برم بخرم یه بسته..خیلیلیلیلیللیییی خوشمزن خیلی..با سه قسمت سریال خوردمشون..
آره دیگه اینم سرجمع حدودی یه ساعت بیرون رفتن امروز من بود..

اینم عکس چیزایی که در موردشون صحبتیدممممم
یه روز باید عکس همه استیکرامو بزارم ناز نازین